الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
467
أصول الفقه ( فارسى )
1 - واجب غيرى ، همانطور كه بعث مستقلى ندارد - چنانكه گذشت - اطاعت مستقلى هم ندارد ، بلكه اطاعتش همانند وجوبش براى رسيدن به ذى المقدمه است ، بر خلاف واجب نفسى كه وجوب نفسى و اطاعت نفسى دارد . 2 - پس از اينكه گفتيم وجوب غيرى ، اطاعت استقلالى ندارد ، بلكه اطاعتش همچون وجوبش صرفا براى رسيدن به ذى المقدمه است ، پس بايستى ثوابى براى اطاعت آن « 1 » غير از ثوابى كه براى اطاعت ذى المقدمه منظور مىشود وجود نداشته باشد . كما اينكه عقابى هم بر عصيانش غير از همان عقابى كه بر عصيان ذى المقدمه مترتب مىشود ، نيست . و لذا مىبينيم كسى كه با ترك مقدمات ، واجبى را ترك كند ، بيش از يك عقاب بر خود واجب نفسى را مستحق نيست ، نه اينكه به تعداد مقدماتى كه ترك كرده ، استحقاق عقابهاى متعدد داشته باشد . و امّا آنچه در شريعت وارد شده كه بر بعضى مقدمات ، ثواب داده مىشود مثل اينكه براى قدم برداشتن به سمت حج يا زيارت امام حسين عليه السّلام و يا در هر قدمى فلان مقدار ثواب منظور مىشود - براساس آنچه گفتيم - بايستى حمل بر اين معنى شود كه ثواب خود عمل ، بر مقدماتش توزيع مىشود ( نه اينكه خود مقدمه ثواب مستقل دارد ) . و اين به اعتبار اين است كه برترين اعمال ، سختترين آنهاست و هرچه مقدمات عمل بيشتر و سختىاش افزونتر باشد ، دشوارى و مشقت انجامش بيشتر مىشود . بنابراين انتساب ثواب به مقدمه ، ثانيا و بالعرض ( مجازا ) است ، چرا كه مقدمه سبب مىشود كه مقدار مشقت و سختى در خود عمل زياد شود . پس مقدمه سبب براى زيادت ثواب است ، نه اينكه ثواب بر خود مقدمه باشد . و چون ثوابى براى خود مقدمه نيست ، برخى در استحقاق ثواب بر انجام بعضى مقدمات مثل وضو و غسل و تيمّم اشكال كردهاند ، درحالىكه ظاهر اين است كه ثواب بر خود اين مقدمات
--> ( 1 ) - رأى سيد بزرگوار محقق خوئى ( ره ) اين است كه مقدمه امرى است كه قابليت دارد فاعلش آن را به مولى منسوب كند ( و بگويد مولى آن را واجب كرده ) و بنابراين اگر با اين نيت انجام دهد ، ثواب برآن مترتب مىشود . و در نظر ايشان ملازمهاى بين ترتب ثواب بر عملى و عدم استحقاق عقاب بر تركش نيست . و فرقى نيست كه قائل به وجوب مقدمه يا عدم وجوب آن باشيم . و اين نظر وجيه است چرا كه انجام مقدمه ، شروع امتثال ذى المقدمه است .